شب قدر

‎کیسه های نان و خرما خواب راحت می کنند
‎دست های پینه دارش استراحت می کنند

‎نخل ها از غربت و بغض گلو راحت شدند
‎مردم از دستِ عدالت های او راحت شدند

‎‌درد را با گریه های بی صدا آزار داد
‎با لباس نخ نمایش، کوفه را آزار داد
‌‌
‎‌نیمه شب ها کوچه ها را عطرآگین می کند
‎درعوض، درحقِ او هر خانه نفرین می کند

‎‌حرص اهل مکر، از بنده نوازیِ علی ست
‎داستان بچه هاشان بی نمازی علی ست
‌‌
‎گام در راهِ (فلانی) و (فلان )برداشتند
‎از اذان ها نام او را مغرضان برداشتند

‎جُرم سنگینی ست، تیغ ذوالفقاری داشتن
‎زخم ها از بدر و خیبر یادگاری داشتن

‎جُرم سنگینی ست،از غم کوله باری داشتن
‎مثل پیغمبر عبایِ وصله داری داشتن

‎جُرم سنگینی ست، بر تقدیر حق راضی شدن
‎با یتیمان روزهای گرم همبازی شدن

‎جُرم سنگینی ست، در دل عشق زهرا داشتن
‎سال ها در سینه داغ کهنه ای را داشتن

‎هیچ طوفانی حریف عزم سکانش نبود
‎تیغ تیز ابن ملجم قاتل جانش نبود

‎پشت در، آیینه اش را سنگ غافلگیر کرد
‎زخم بازویی، امیرالمومنین را پیرکرد

‎مرگ سی سال است بر او، خنجر از رو می کشد
‎هر چه مولا می کشد، از درد پهلو می کشد

راهکارهای فناوری اطلاعات
***سیتی نت***