آنچه امروز تحت عنوان حضور اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان شناخته می‌شود، در کمتر از 100 سال قبل آرزویی بود که جنبش‌های حقوق زنان برای رسیدن به آن مبارزه می‌کردند.

با آغاز قرن بیستم به دنبال پیشرفت‌های صنعتی جهان مدرن و بعدها وقوع دو جنگ ویرانگر جهانی زمینه برای افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان فراهم شد.

افزایش مشارکت اجتماعی زنان با کار در کارخانه‌ها و ادارات و بعدها در جبهه نبرد به عنوان امدادگر اولین گام‌ها برای احقاق مطالبات اجتماعی آنها بود. در آن روزها شرایط کاری سخت با دستمزد کم برای زنان باعث شد آنها دست به اعتراض علیه آنچه «نابرابری» می‌دانستند، بزنند.

شناخته‌شده‌ترین نماد مبارزه اجتماعی زنان در تاریخ معاصر مربوط به هشتم مارس 1908 میلادی و اعتراض به همین شرایط سخت کاری بود. در این روز گروهی از زنان کارگر در یک کارخانه نساجی در نیویورک دست به اعتراض زدند. رئیس کارخانه برای جلوگیری از گسترش اعتراض آنها را در کارخانه محبوس کرد اما یک آتش‌سوزی مشکوک باعث شد نزدیک به 129 تن از زنان کارگر جان خود را از دست بدهند.

در آن سال‌ها زنان در کشورهای مختلف اروپایی و امریکا در کنار مبارزه برای رفع تبعیض و استثمار کاری برای احقاق حق مشارکت سیاسی نیز مبارزه می کردند. حق رای و مشارکت زنان در انتخابات محصول جنبش‌هایی است که در آغاز قرن بیستم شکل گرفت. به روایت تاریخ، نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که در سال 1893 حق رأی زنان در آن به رسمیت شناخته شد.

چندی پیش از این تاریخ یعنی به سال 1866 جنبش حقوق زنان در انگلستان مبارزه برای رسیدن به حق مشارکت سیاسی را آغاز کرده بود اما این جنبش در سال 1918 توانست به حق رای برسد. چیزی که در امریکا به سال 1920 و در فرانسه به سال 1944 به وقوع پیوست.